
خیلی ساده است ! یک نفر پیدا شده داستان های من را دزدیده! به همین راحتی! هر چند چیز جدیدی نیست ولی برای من خیلی خیلی تکان دهنده است. یک وبلاگ که نمی دانم از آن کدام از خدا بی خبری است ، دو داستان ( یا شاید هم بیشتر) من را در کمال پر رویی به اسم خود نوشته وحتی این زحمت را به خود نداده که توضیحات یا حتی غلط های تایپی من را تصحیح کند.حداقل به این ایمان دارم که در این نزدیک به ۳ سال نوشن در این محیط سبک نوشتاریم خودش را نشان می دهد اما فریاد از این رفتارهای ....!!!
متاسفانه این دوست عزیز خبر نداشته که داستان خاطرات مجهول من در مسابقه ادبی صادق هدایت شرکت کرده و داستان دیگر نیز به نام اردشیر شروع شده و اکثر نام ها از زندگی اردشیر به عاریه گرفته شده اند و در دو مسابقه ادبی سال پیش نیز شرکت کرده است. در کمال تعجب زیر داستان خودم می بینم که نوشته شده شهریور ۸۴! عجبا!!!!
به هر حال برای این دوست متاسفم و در کمال ناراحتی اعلام می کنم که زین پس داستان دیگری را در این وبلگ یا هرجای دیگر منتشر نخواهم کرد.هر چند اینکار من موجب جلوگیری اینگونه رفتارها نخواهد شد اما حداقل دیگر چیزی از من اینگونه دزدیده نخواهد شد!
* این وبلاگ دیگر داستان تویش نوشته نخواهد شد!هر چیز دیگری ممکن است!