یک نریشن طولانی

 

 

بازیگر:یک مرد یا شاید یک زن. هیچ فرقی ندارد

 

 

 

داخلی – روز شاید هم شب – وان حمام

 

 

 نمای POV  .دوربین دقیقا جای چشم ها قرار دارد(توضیح لازم).توی کادر موهای بلند خیس دیده می شود که روی دوربین گذاشته شده. با پاهایی که  دراز شده اند. بازیگر  چانه اش را روی زانو هایش گذاشته و به جز پاها و موهایش هیچ جای دیگرش دیده نمی شود. دوش آب باز است و قطره های آب دیده می شوند همراه با آبی که در کف وان جریان دارد.(در صدا گذاری بسیار دقت شود. صدای آب باید طوری باشد که هم صدای برخورد آب به کف وان را در بر داشته باشد هم صدای خوردن حجمی از آب را بر روی سر یک آدم)

 

 

نریشن:

 

 مثل یک جاده می ماند... وای به حالت اگر زود بفهمی آخرش چیست.  شاید یک پرتگاه باشد یا شاید هم هیچ چیز یا هر چیزی. وای به حالت اگر زودتر از آنچه هست آخرش را ببینی. فرقی نمی کند چطور... شاید یک نفر عکسش را بیاورد نشانت دهد. شاید خودت ببینی از دور... فرقی نمی کند. نباید آخر جاده را دید. باید تا آخرش رفت و بلند گفــت: عجب!!همان بود که فکرش را می کردم!

 

باید هر روز بیدار شوی(اگر بتوانی)، بعد بروی توی کمد لبخند هایت، یکیشان را که با لباس آنروزت همخوانی دارد انتخاب کنی و به دهانت بگذاری. بعد خودت را جلوی آینه برانداز کنی که نکند یک موقع یک جای کارت بلنگد. بعد بروی بین آدم ها.

باید بترسی از نوشتن.باید بترسی از حرف زدن. به این فکر کنی هرچیزی که می نویسم یا شاید می گویم  یک گوشه دیگر از وجودم را آشکار می کند. به این فکر کنی که چه سوژه خوبی برای تمام روان پزشکان و روان کاوان و روان شناسان دنیا هستی. به این فکر کنی که وقتی می نویسی " آخر جاده " برایشان معنی چی را می دهد و معادل با چه داروهایی است. وقتی می نویسی" اگر بتوانی بیدار شوی"  برایشان نشانه ء به هم ریختگی چرخه خواب است یا نشانه افسردگی شدید یا هر زهرمار دیگر. هر کلمه کدام دارو است... به چه میزانی... با کدام اسم. هر کلمه چقدر طول درمان دارد.هر حرفی که می زنی کدام گوشه زمان ماضی استمراری را  برهنهء برهنه نشان خواهد داد.

 

صدای موسیقی به تدریج شنیده می شود

(Queen- the show must go on)

 

The show must go on
The show must go on

 

چرا تازگی ها هر چیزی معنی دیگری دارد؟

Whatever happens, I’ll leave it all to chance
Another heartache, another failed romance

 

چرا جداً؟چرا باید  کلمه بشود دارو؟چرا باید ادم ها بشوند مترسک؟ چرا دوستت دارم باید بشود یک عکس لای یک کتاب که خیلی اتفاقی بین هزار آشغال دیگر پیدایش می کنی؟

 

On and on, does anybody know what we are living for?

باید بترسی از موسیقی...

باید بترسی از سینما...

 

guess I’m learning, I must be warmer now
I’ll soon be turning, round the corner now

 

باید بترسی از هر چیزی که ترس ندارد

 

Outside the dawn is breaking
But inside in the dark I’m aching to be free

 

باید بترسی از آخر جاده ها

باید بترسی از آدم ها

The show must go on
The show must go on
Inside my heart is breaking
My make-up may be flaking
But my smile still stays on

 

باید بترسی از پروانه ها

 

My soul is painted like the wings of butterflies
Fairytales of yesterday will grow but never die
I can fly - my friends

 

 

 دست بازیگر به کف وان می افتد.از رگ های مچش، خون جاری است. خون با شدت بیرون می آید و با آب کف وان مخلوط می شود.(دیده اید وقتی خون با آب مخلوط می شود چطوری  است؟) چند لحظه بعد تیغ هم به کف وان می افتد.

 

باید بترسی از عقربه های ساعت

 

The show must go on

باید بترسی از خوابیدن

 

The show must go on

باید بترسی از ترسیدن

 

  صدا به تدریج فید می شود

 

باید بترسی از خودت

باید بترسی از خودت

باید بترسی از خودت

باید بترسی..

 

Fade in

 

 

پیوست:

باید دیگران را بترسانی که زندگیت همان داستان است یا نه؟به نظر شما لزومی دارد که این من باشم؟این بازی واقعیت و داستان کجا می خواهد تمام شود؟حالا خودم لزوما باید  رگ هایم را زده باشم بعد منتظر باشم تا یکی بیاید در حمام را بشکند نعشم را از توی وان بردارد ببرد؟ یا حداقل باید به فکرش باشم؟ چرا خودم هم گم کرده ام کدام واقعی است کدام نیست؟. پوستم شده عین مرد های صد ساله. آویزان ...آب سرد شده...دارم یخ می زنم. چرا هیچ کس نمی آید در حمام را بشکند نعشم را بیاورد بیرون؟ پوستم دیگر دارد درد می گیرد از این همه چروک. دارم پیر می شوم توی این حمام لعنتی که چهار دیوار دارد با وانی که حتی پرده هم ندارد. چرا هیچ کس نمی آید ؟