مرگ آقای سرمایی
مرگ آقای سرمایی
آقای وکیل بعد از کلی پیچ و تاب خوردن نگاهی از اینور میز به آنور میز کرد و وصیت نامه را از پاکت بیرون آورد. سعی کرد میان حرف زدن، سبیلش را نجود:
-وصیت خاصی ندارم.سنگ قبرم کلفت باشد وحتما تیره. احتمال اینکه شبها سردم شود وجود دارد. روی سنگ قبر فقط نامم را بنویسید با این جمله:
اگر با من هستید لطفا بلندتر صحبت کنید.

+ نوشته شده در جمعه ۱۳۸۴/۰۶/۲۵ ساعت 17:45 توسط رضا دلاور
|