مرگ آقای سرمایی

 

آقای وکیل بعد از کلی  پیچ و تاب خوردن نگاهی از اینور میز به آنور میز  کرد و  وصیت نامه را از پاکت بیرون آورد. سعی کرد میان حرف زدن، سبیلش را نجود:

-وصیت خاصی ندارم.سنگ قبرم کلفت باشد وحتما تیره. احتمال اینکه شبها سردم شود وجود دارد. روی سنگ قبر فقط نامم را بنویسید با این جمله:

اگر با من هستید لطفا بلندتر صحبت کنید.