خواب می بینم: Fractals part one
خواب می بینم:
من یک خواب بیشتر نیستم.شاید خواب یک آدم ، توی سفینه ای خیلی دور دست باشم که منجمد شده برای سال های سال...تا بیدار شود و ببیند که هنوز مانده تا مقصدش و دوباره به خواب برود تا شاید دوباره خواب من را ببیند یا خواب این همه آدم دیگر را. من شاید خواب یک گیاه باشم که شاید هزار هزار سال دیگر آنقدر تحول پیدا کند که بتواند خوابش را برای باقی گیاه ها تعریف کند.خوابش را تعریف کند برای همنوعانش وقتی دیگر به سختی بتوان گیاه نامیدشان. وهر کدامشان هزار هزار خواب داشته باشند که برای هم تعریف کنند. یا شاید همشان یک خواب دیده باشند. خواب زندگی من را... من شاید شکنجه ای برای یک قاتل زنجیره ای باشم. قاتلی که خوابش کرده اند برای نمی دانم چند سال. خوابش کرده اند تا خواب زندگی من را ببیند. من شاید خواب یک آدم توی سفینه ای خیلی دور باشم که از قضا تنها سرنشینش یک قاتل سریالی است که محکوم است تا ابد توی فضا حرکت کند... منجمد برای سال های سال...آن هم توی خوابی به این وحشتناکی.... نمی دانم فضانورد همان قاتل است یا نه اما دارد خواب مرا می بیند. اگر من خواب می بینم معنی اش این است که او دارد توی خواب خواب می بیند. خواب می بینم.کدامشان آخر؟

خواب می بینم:
من یک خواب بیشتر نیستم اما معنی اش این نیست که من وجود ندارم. شاید قرن ها پیش موقعی که هنوز مردم با هواپیما به این سو و آن سو می رفتند زندگی می کردم و حالا خاطره ای شده ام که توی نوار خاطرات تاریخی فضانورد، ثبت شده تا توی آن همه سال نوری مسافت، تنها نباشد. توی خواب یا شاید توی بیداری...چه فرقی به حال من می کند؟ من شاید یک خواب باشم ولی معنیش این نیست که وجود ندارم. من شاید خودم خوابیده ام ولی خواب نمی بینم. شاید کسی دارد خواب زندگی کردن من را می بیند و من خودم در خوابی بدون رویا تا ابد قرار است بمانم. من شاید قاتلی باشم که به خوابی عمیق محکوم شده ام بدون هیچ رویایی .چه زمانی اش را نمی دانم...نمی خواهم بدانم... من شاید گیاهی باشم که میلیون ها سال بعد بتوانم سخن بگویم و حرف بزنم. حرف بزنم از این کابوس ها . حرف بزنم از خواب هایی که دیده ام. خواب هایی که می بینم.
من هرچه باشم نمی دانم در چه مکان و زمانی رخ داده ام. در چه زمان و مکانی رخ می دهم. یا هر چیز دیگر. من.... من هر چه باشم خواب دیدن و خواب بودن را خوب بلدم.
خواب می بینم:
خواب می بینم که دارم می نویسم خواب می بینم. خواب می بینم . خواب می بینم.
پیوست:تصویر داخل متن بیشتر از این نوشته کپی رایت دارد. اگر حوصله ای باشد یک جایی برای این fractal هایی که می کشم باز می کنم به زودی. تجربه جالبی دارد می شود. اول fractal را می کشم بعد برایش یک چیزی می نویسم.فکر کنم ادامه داشته باشد.
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۸۴/۱۰/۲۷ ساعت 3:53 توسط رضا دلاور
|